ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
253
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) عارم بن فضل از حماد بن سلمه ، از حميد ، از انس بن مالك نقل مىكند * چون هرمزان عمر بن خطاب را ديد در مسجد خفته است گفت : به خدا سوگند اين پادشاهى آرام و گواراست . خالد بن مخلد بجلى از عبد الله بن عمر ، از زيد بن اسلم ، از اسلم نقل مىكند كه مىگفته است * عمر بن خطاب را ديدم گوش اسب را با يك دست مىگرفت و بر پشت اسب مىجهيد . يزيد بن هارون از عبد الملك بن سليمان ، از عطاء نقل مىكند * عمر بن خطاب به كارگزاران و فرمانداران خود دستور مىداد همه ساله در موسم حج نزد او بيايند و چون مىآمدند و جمع مىشدند مىگفت : اى مردم من فرمانداران خود را نفرستادهام كه شما را بزنند يا اموال شما را بگيرند ، بلكه آنان را فرستادهام كه مانع از درگيرى ميان شما باشند و غنايم و درآمدها را ميان شما تقسيم كنند نسبت به هر كس غير از اين رفتار شده است برخيزد و بگويد . كسى برنخاست جز يك مرد كه گفت : اى امير مؤمنان فلان فرماندار تو مرا صد تازيانه زده است . عمر گفت : در چه موردى و براى چه علتى اين مرد را زدهاى ؟ و خطاب به آن مرد گفت برخيز و قصاص بگير ، عمرو بن عاص برخاست و گفت : اى امير مؤمنان اگر اين كار را بكنى شكايت افزون مىشود و سنتى مىشود كه پس از تو هم آن را عمل مىكنند . عمر گفت : مىگويى من دادخواهى نكنم و حال آنكه ديدم رسول خدا از خويشتن دادخواهى مىكرد ، عمرو عاص گفت : بگذار رضايت او را به دست آوريم . گفت : اين كار را بكنيد و با دويست دينار رضايت آن مرد را به دست آوردند يعنى براى هر تازيانه دو دينار . يزيد بن هارون از جريرى ، از ابو نضرة ، از ابو سعيد آزاد كردهء ابو اسيد نقل مىكند كه مىگفته است * عمر بن خطاب پس از نماز عشاء مسجد را مىگشت و هر كس را در آن مىديد بيرون مىكرد ، مگر كسى كه در حال نماز بود . شبى تنى چند از ياران رسول خدا ( ص ) را ديد كه ابىّ بن كعب هم با آنان بود . پرسيد اينان كيستند ؟ ابىّ بن كعب گفت : تنى چند از دوستان تو . گفت : پس از تمام شدن نماز چه چيزى موجب شده است در مسجد بمانيد ؟ گفت : نشستهايم و ذكر خدا مىگوييم . گويد : عمر هم همراه آنان نشست و به آن كسى كه از همه به او نزديكتر بود گفت شروع كن . او دعا كرد و عمر همچنان يكى يكى را به دعا كردن واداشت تا نوبت به من رسيد كه سمت ديگر او بودم . گفت : شروع كن و مرا لرز گرفت و چندان مىلرزيدم كه به عمر مىخوردم ، گفت : مىتوانى بگويى خدايا ما را بيامرز ،